وبلاگی برای اهل علم

سلام خوش آمدید

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شما چه کار کردید که غاده شما را ندید؟» ثبت شده است

بی هوا خندید، انگار چیزی ذهنش را قلقلک داده باشد؛ او حتی نفهمیده بود یعنی اصلا ندیده بود که سر مصطفی مو ندارد! دوماه از ازدواجشان میگذشت که دوستش مسئله را پیش کشید « غاده! در ازدواج تو یک چیز بالاخره برای من روشن نشد. تو از خواستگارهایت خیلی ایراد می گرفتی، این بلند است، این کوتاه است... مثل این که میخواستی یک نفر باشد که سر و کله اش نقص نداشته باشد. حالا من متعجبم چطور دکتر را که سرش مو ندارد قبول کردی؟» غاده یادش بود که چطور با تعجب دوستش را نگاه کرد، حتی دلخور شد و بحث کرد که «مصطفی کچل نیست، تو اشتباه میکنی.» دوستش فکر میکرد غاده دیوانه شده که تا حالا این را نفهمیده.
آن روز همین که رسید خانه، در را باز کرد و چشمش افتاد به مصطفی؛ شروع کرد به خندیدن. مصطفی پرسید « چرا میخندی؟ » و غاده که چشم هایش از خنده به اشک نشسته بود گفت « مصطفی، تو کچلی؟ من نمی دانستم!» و آن وقت مصطفی هم شروع کرد به خندیدن و حتی قضیه را برای امام موسی(صدر) هم تعریف کرد. از آن به بعد آقای صدر همیشه به مصطفی میگفت «شما چه کار کردید که غاده شما را ندید؟»
برشی از کتاب : نیمه پنهان ماه، شهید مصطفی چمران به روایت همسر شهید صفحه 22
  • الف سین
وبلاگی برای اهل علم

لطفا یکم حوصله ...!
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند
براثر صبر نوبت ظفر آید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات