وبلاگی برای اهل علم

سلام خوش آمدید

شما نمیتوانید با مثل این دختر زندگی کنید

جمعه, ۱۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ
روزی که مصطفی به خواستگاریش آمد، مامان به او گفت «شما می دانید این دختر که می خواهید با او ازدواج کنید چطور دختری است؟ این، صبح ها که از خواب بلند می شود هنوز رفته که صورتش را بشوید و مسواک بزند کسانی تختش را مرتب کرده اند، لیوان شیرش را جلو در اتاقش آورده اند و قهوه آماده کرده اند. شما نمیتوانید با مثل این دختر زندگی کنید، نمیتوانید برایش مستخدم بیاورید این طور که در خانه اش هست.»
مصطفی خیلی آرام این ها را گوش داد و گفت : «من نمی توانم برایش مستخدم بیاورم، اما قول می دهم تا زنده ام، وقتی بیدار شد تختش را مرتب کنم و لیوان شیر و قهوه را روی سینی بیاورم دم تخت.»
و تا شهید شد این طور بود. حتی وقت هایی که در خانه نبودیم در اهواز در جبهه، اصرار می کرد خودش تخت را مرتب کند، می رفت شیر می آورد. خودش قهوه نمی خورد، ولی می دانست ما لبنانی ها عادت داریم، درست می کرد. میگفتم « خب برای چی مصطفی؟ » می گفت «من قول داده ام به مادرتان تا زنده هستم این کار را برای شما انجام بدهم.»
برشی از کتاب : نیمه پنهان ماه ، شهید مصطفی چمران به روایت همسر شهید صفحه 29

نظرات (۱۲)

  • امیر بهزادپور
  • چقدر زیبا...چه احساس لطیفی داشتن ایشون..
    پاسخ:
    آره واقعا چقدر زیبا...

    سلام
    ممنون از حضورتون

  • ماجده ◕ ‿ ◕
  • چ زیبا:)
    پاسخ:
    آره واقعا زیباست

    سلام
    ممنون از حضورتون
  • پرتغالِ دیوانه
  • مشترک مورد نظر در حال انقراض است
    پاسخ:
    حق دارید

    سلام
    ممنون از حضورتون
  • پرتغالِ دیوانه
  • نقطه یِ ز رو در ازدواج اول متن نزاشتین:)))
    پاسخ:
    سلام
    ممنون که گفتید
    اصلاح شد
  • احمد بیگی
  • اقای چمران مرده بزرگی بود
    پاسخ:
    آره واقعا
    خدا رحمتش کنه

    سلام
    ممنون از حضورتون
    :)
    خدا رحمتشون کنه.
    این جور ادمها اهل زمین نیستن و شهید میشن.اسمونی ها زود میرن به دیارشون.
    یاعلی
    پاسخ:
    انشالله ما هم آسمونی شیم

    سلام
    ممنون از حضورتون
  • معصومه نیکبخت
  • مرد بزرگی بود چمران... 
    پاسخ:
    آره واقعا...

    سلام
    ممنون از حضورتون

  • قاسم صفایی نژاد
  • کتاب خیلی خوبیه
    پاسخ:
    موافقم

    سلام
    ممنون از حضورتون
  • الـ ه ـام 8 عـظـیـمـی
  • چون چمران بود این طور نبود، چون عاشق غاده بود این طور بود...
    تا عشق هست مردهای این چنینی هم هستن...
    پاسخ:
    اگر مجنون دل شوریده ای داشت
    دل لیلی از آن شوریده تر بی

    سلام
    ممنون از حضورتون
  • سیده فاطمه موسوی
  • زندگینامه ایشون رو مطالعه کردم 
    واقعا جالب انگیزه :) 


    یاد فیلم چ افتادم! 
    پاسخ:
    شهید چمران واقعا متفاوت بود

    سلام
    ممنون از حضورتون
    زندگی نامه تمام شهدا پر از درسه 
    پاسخ:
    بله همینطوره

    سلام
    ممنون از حضورتون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    وبلاگی برای اهل علم

    لطفا یکم حوصله ...!
    صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند
    براثر صبر نوبت ظفر آید

    طبقه بندی موضوعی
    آخرین نظرات