وبلاگی برای اهل علم

سلام خوش آمدید

۲۸ مطلب با موضوع «خواندنی ها» ثبت شده است

کانون دوم (دومین ماه زمستان) سی و یک روز است. خلط بلغم (که معادل مزاج فصل زمستان و سرد و تر است بر اخلاط دیگر) غلبه پیدا میکند.

سزاوار است که ناشتا آب گرم نوشیده شود. جماع در این ماه نیکوست. خوردن سبزیجات گرم مزاج مثل کرفس و تره تیزک و تره نافع است. اول روز حمام رفتن و روغن مالی کردن بدن به روغن خیری (شبو) و روغنی که (مزاجش) مشابه آن است مفید است. از شیرینی جات و خوردن ماهی تازه و شیر پرهیز شود.

برشی از کتاب : رساله ذهبیّه (نامه طبی امام رضا علیه السلام به مامون) ترجمه رضا کیانی بیدگلی صفحه 53


پ ن : امروز جمعه 24 دی 1395 ، اولین روز از ماه کانون دوم از ماه های رومی ست.

  • الف سین

فرض کنید برای نظافت منزلتان با یک شرکت نظافتی تماس گرفته و با دادن نشانی منزل، قرار می گذارید که چند کارگر ماهر، فلان ساعت برای نظافت، به منزل شما بیایند.

اما در ساعت مقرر هر چه منتظر می شوید، کسی از سوی این شرکت به سراغ شما نمی آید. پس از گذشت مدتی، افرادی زنگ خانه شما را می زنند و می گویند: ببخشید! ما از شرکت نظافتی هستیم، نشانی منزل را اشتباه کرده و برای نظافت به منزل همسایه تان رفتیم. ایشان هم چیزی نگفتند و ما منزل ایشان را نظافت کردیم. خود ایشان را هم شاهد آوردیم که شهادت بدهند کارمان را خوب انجام داده ایم. حالا اگر ممکن است لطفا مزدمان را بدهید!

اگر برای شما چنین اتفاقی بیافتد چه جوابی می دهید؟ آیا نمی گویید برای هر کس کار کردید، مزدتان را هم از همان بگیرید؟!

جالب است بدانید که پاسخ شما یکی از سنت های الهی است و هر کس برای هر که کار کند برای دریافت مزد به همان فرد واگذار می شود. به این روایت هشداردهنده دقت کنید:

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: از ریاکاری بپرهیز! زیرا هر که برای غیر خدا کاری کند، خدا او را به همان کس که برایش کار کرده است واگذارد.

برشی از کتاب : عمرتون چند؟! نوشته سید مصطفی هاشمی محجوب، ص 49

  • الف سین

خدایا ، از تو پوزش میخواهم اگر در حضورمن بر مظلومی ستم رفته و من او را یاری نکرده ام، و در حق من احسانی صورت گرفته و سپاسگذار آن نبوده ام، و خطاکاری از من پوزش خواسته و من آن را نپذیرفته ام، و نیازمندی از من چیزی طلب کرده و من به او نبخشیده ام، و مومنی بر گردن من حقی داشته و من آن را به جا نیاورده ام، و عیب مومنی برمن آشکار گردیده و آن را نپوشانده ام، و گناهی به من روی آورده و از آن کناره نجسته ام.

ای معبود من، از همه ی این خطاها و همانند آنها از تو پوزش می طلبم؛ پوزشی از روی پشیمانی که مرا در رویارویی با نظایر آنها، اندرزدهنده ای باشد.

پس بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان کن که پشیمانی من از لغزش هایی که دچارشان شده ام – و تصمیم من بر ترک گناهانی که برایم پیش می آید – توبه ای باشد که برای من دوستی ات را در پی آورد. ای دوست دار توبه کاران.

برشی از کتاب : صحیفه سجادیه، ترجمه محمد مهدی رضایی، دعای سی و هشتم

  • الف سین

سمرة بن جندب یک اصله درخت خرما در باغ یکى از انصار داشت. خانه مسکونى مرد انصارى که زن و بچه ‏اش در آنجا به سر می ‏بردند همان دم در باغ بود.

سمره گاهى می آمد و از نخله خود خبر می گرفت یا از آن خرما می‏چید. و البته طبق قانون اسلام «حق» داشت که در آن خانه رفت و آمد نماید و به درخت خود رسیدگى کند.

سمره هر وقت که می‏خواست برود از درخت خود خبر بگیرد، بى اعتنا و سرزده داخل خانه می ‏شد و ضمنا چشم چرانى می کرد.

صاحبخانه از او خواهش کرد که هر وقت می ‏خواهد داخل شود، سرزده وارد نشود. او قبول نکرد. ناچار صاحبخانه به رسول اکرم شکایت کرد و گفت: «این مرد سرزده داخل خانه من می‏شود. شما به او بگویید بدون اطلاع و سرزده وارد نشود، تا خانواده من قبلا مطلع باشند و خود را از چشم چرانى او حفظ کنند.».

رسول اکرم سمره را خواست و به او فرمود: «فلانى از تو شکایت دارد، می گوید تو بدون اطلاع وارد خانه او می شوى، و قهرا خانواده او را در حالى می بینى که او دوست ندارد. بعد از این اجازه بگیر و بدون اطلاع و اجازه داخل نشو.» سمره تمکین نکرد.

فرمود: «پس درخت را بفروش.» سمره حاضر نشد. رسول اکرم قیمت را بالا برد، باز هم حاضر نشد. بالاتر برد، باز هم حاضر نشد. فرمود: «اگر این کار را بکنى، در بهشت براى تو درختى خواهد بود.» باز هم تسلیم نشد. پاها را به یک کفش کرده بود که نه از درخت خودم صرف نظر می ‏کنم و نه حاضرم هنگام ورود به باغ از صاحب باغ اجازه بگیرم.

در این وقت رسول اکرم فرمود: «تو مردى زیان رسان و سختگیرى، و در دین اسلام زیان رساندن و تنگ گرفتن وجود ندارد.» بعد رو کرد به مرد انصارى و فرمود: «برو درخت خرما را از زمین درآور و بینداز جلو سمره.».

رفتند و این کار را کردند. آنگاه رسول اکرم به سمره فرمود: «حالا برو درختت را هر جا که دلت می ‏خواهد بکار.»

برشی از کتاب : داستان راستان شهید مطهری ره

  • الف سین

تِشرین اول (دومین ماه پاییز) سی و یک روز است. در این ماه بادهای گوناگون وزیدن می کند و وزش باد صبا (که از ناحیه شرق وزیدن می کند) شروع می شود.

در این ماه از فصد و نوشیدن دارو پرهیز شود. جماع در این ماه نیکو است و خوردن گوشت پرچرب و میوه و (خصوصا) انار ملس (نه زیاد ترش و نه زیاد شیرین) بعد از غذا نافع است. گوشت با ادویه جات گرم خورده شود و نوشیدن آب کم شود. فعالیت به کار سخت در این ماه نیکوست.

برشی از کتاب : رساله ذهبیّه (نامه طبی امام رضا علیه السلام به مامون) ترجمه رضا کیانی بیدگلی صفحه 51

پ ن : امروز پنج شنبه 22 مهر 1395 ، اولین روز از ماه تشرین اول از ماه های رومی ست.

  • الف سین
وبلاگی برای اهل علم

لطفا یکم حوصله ...!
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند
براثر صبر نوبت ظفر آید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات