دنیا مال مااااااااااااااااااااااااااست

من میسازم دنیامو یه نفره

اشعار علیرضا آذر

جمعه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۹ ق.ظ


Alireza Azar irnab ir 300x277 اشعار منتخب علیرضا آذر

ایـرناب: شما در این مطلب اشعار منتخب علیرضا آذر که از بین شعرهای او گلچین شده را میخوانید.

علیرضا آذر، شاعر دهه پنجایی و خواننده دکلمه هایی که این روزها طرفداران خاص خودش را پیدا کرده … (برای مطالعه ادامه بیوگرافی علیرضا آذر کلیک کنید.)

اشعار علیرضا آذر

***

♫♪ دَر مـاندِگی یعنی تو اینجایی … من هم همین جایم ولی دورَم ♫♪

♫♪ تُو اختِیار زندگی داری … من زندگی را سـَـخــت مجبورَم ♫♪

***

اشعار علیرضا آذر

***

پیش چشمان همه از خویش یـَـلی ساخته ام … پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام

***

اشعار زیبا
***

چـایِ داغی که دلم بود به دستت دادَم

آنقدر سرد شدم، از دهنت اُفتادم

***

اشعار گلچین

***

هر پسربچه که راهش به خیابان تو خورد

یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مُرد

من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم

“و از آن روز که در بندِ توام آزادم”

***

آثار علیرضا آذر

***

مردم از دین خروج می کردند…تا تو سمت گناه می رفتی

شهر بی آبرو به هم می ریخت…در خیابان که راه می رفتی

***

آثار علیرضا آذر

***

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است

***

شعرهای علیرضا آذر

***

خودکــشــی مرگ قشنگی که به آن دِل بستم

دستِ کم هر دو سه شب ســیــــر به فکرَش هستم

***

شعرهای قشنگ علیرضا آذر

***

خوب است و عمری خوب می ماند

مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد

یک مردِ عاشق ، خوب میمیرد !

***

دکلمه های علیرضا آذر

***

سگ مستِ دندان تیز ِچشمانش

از لانه بیرون زد ، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو

کاری که زن با روزگارم کرد!!!

***

ترانه ها
***

درماندگی یعنی که فهمیدم

وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را

در رخت خواب دیگری داری!

***

سنی ندارد عاشقی کردن

فرقی ندارد کودکی ، پیری

هروقت زانو را بغل کردی

یعنی تو هم با عشق درگیری

***

او رفت و با خود برد شهرم را

تهران پس از او توده‌ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست

حالا فقط یک مشت بقالی ست !

***

من شاهدِ نابودی دنیای منم

باید بروم دست به کاری بزنم

***

ای تُف به جهانِ تا ابد غم بودن

ای مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوش ِ شما

ای ننگ بر و مرگ بر آغوش شما

شمشیر بر آن دست که بر گردنش است

لعنت به تنی که در کنار تنش است

***

اشعار کوتاه علیرضا آذر

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۶/۰۵/۲۷
  • ۲۱۸ نمایش
  • فرحناز پادیاو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی